بهترین مترجم کسی است که سکوت دیگران را ترجمه کند.

چه دنیای غریبی ... .

چهارشنبه 8 آبان 1387

نوع مطلب :شعر، 

 

این چه دنیای غریبی است میان من و تو

شاید از جنس نگاه است جهان من و تو

رشک عالم شده آغوش من و قامت تو

خون به پا ساخته این تیر و کمان من و تو

تو و آن گوشه غربت، من و این کنج خراب

این بلا چیست که افتاده به جان من و تو؟

چنگ انداخته در زلف درختان از درد

خسته از شوگ بهار است خزان من و تو

گرچه از جنس جهانی متفاوت شده ایم

باز دنیای غریبی است میان من و تو


به چشم من نگاه نکن... .

شنبه 16 شهریور 1387

نوع مطلب :شعر، 

  

به چشم من نگاه نكن ، دوباره گریت می گیره

ساده بگم كه عشق من ، باید تو قلبت بمیره

فاصله بین من و تو ،‌ از اینجا تا آ سموناست

خیلی عزیزی واسه من ، ولی زمونه بی وفا ست

قسم نخور كه روزگار ، به كام ما دو تا نبود

به هر كی عاشقه بگو ، غم كه یكی دو تا نبود

بگو تا وقتی زنده‌ام ، نگاه تو سهم منه

هر جای دنیا كه باشی ،‌دلم واست پر میزنه

برای این در به دری ، تو بهترین گواهمی

دروغ نگو ، كه می دونم همیشه چشم به راهمی


عشق به همدم پایبند نیست... .

شنبه 16 شهریور 1387

نوع مطلب :نامه، 

  

هیچ گاه عشق به همدم را پاینده مپندار و از روزی که دل می بندی این نیرو را نیز در خویش بیافرین که اگر تنهایت گذاشت نشکنی و اگر شکستی باز هم نامید نشو  چرا که آرام جان دیگری در راه است .

 ارد بزرگ


رو ساحل سرخ دلت ... .

شنبه 16 شهریور 1387

نوع مطلب :شعر، 

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق

تقصیر چشمای تو بود ‌‌‌، و گرنه ما کجا و عشق ؟

سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت

بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت

تا اینکه پیدا شدی و گفتی از این چشمای خیس

تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس

عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم

وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

هنوز یه قطره اشک تو  به صد تا دریا نمی دم

یه لحظه با تو بودن و  به عمر دنیا نمی دم

همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم

قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم


باز هم امشب بیدارم... .

شنبه 14 اردیبهشت 1387

نوع مطلب :متن های عاشقانه، 

 

امشب، باز بیدارم...
امشب ، می نشینم بالای سر خیالت تا تو بخوابی، تا تو آسوده بخوابی
امشب، تا صبح نگاهت می کنم. وقتی که می خوابی، چقدر از همیشه معصوم تری!
دلم می خواهد چشم بدوزم به چشمان نازنینت، وقتی خوابی. دلم می خواهد بنشینم کنارت،
مراقب باشم که کسی، چیزی، صدایی، پرده ی نازک خواب  لطیفت را پاره  نکند..  
 رویا می بینی؟!...
چه زیبا لبخند می زنی توی خواب!
چقدر چشمان زیبایت آرامش می بخشد توی خواب!
تو چقدر آرامی!...
دلم می خواهد همیشه از این آرامشت قرار بگیرم
دلم  می خواهد قرار همیشه برقرار من باشی...


دلتنگی ... .

شنبه 14 اردیبهشت 1387

نوع مطلب :متن های عاشقانه، 

 

از پشت شیشه های بزرگ دلتنگی گریه میكنم و آرزو میكنم كه كاش

 برای یك لحظه فقط یك لحظه را احساس كنم ، میخواهم

 سر روی شانه های مهربانت بگذارم تا دیگر از گریه كم نشوم . تو مرا

به دیار بردی و  دوستم داشتی، پس بیا و باز در این راه

تلاش كن اگر اشكهایم را نداری، در راه عشقی پاك تر و صادقانه تر.

زیرا كه من و تو ما شده ایم پس نگذار زمانه بیرحم دلهایی را كه از هم

است را به درد آورد، دلم را به تو دادم و كلیدش را به سوی

آسمان خوشبختی ها روانه كردم، چه شبها كه تا سحر به یادت با

دلتنگی ها به سر بردم، چه روزها با خاطراتت نفس

 كشیدم، پس تو ای سخاوت آسمانی من ..

مرا دریاب که دیوانه وار

                                  دوستت دارم



فهرست وبلاگ

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

نظرسنجی

    نظر شما در مورد قالب و متن های این وبلاگ چیست؟؟



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها

Multi Media